در این چند سطر نمی خواهم و نمی توانم از مهدی بگویم که بارها شنیده اید و من نیز در چنین جایگاهی نیستم که از او برای شما بگویم .
می خواهم از زندگی بگویم.
از زندگی شخصی و نه زندگی از دسته ی آرمانیش ...
برای تغییر دنیا او خواهد آمد .
اما ما کجای کاریم فقط صبر و دعا و اشک آه کافیست ؟
آیا ما باید بنشینیم و فقط بگوییم "یا مهدی ادرکنی" ؟
براستی قدرت های جهان که خود را حاکم و والی دنیا می دانند برای نجات بشر چه کرده اند؟
روزی خواهد آمد کسی که جهان را پر از عدل و داد می کند وسعادت را به معنای واقعی به ما هدیه خواهد داد .
روزی خواهد آمد کسی که زندگی به معنای واقعی را به ما خواهد آموخت .
وچه خطری برای مدعیان امروز جهان ! شاید برای همین است که سعی دارند مهدویت و اعتقاد به آن را کم رنگ کنند و شیعیان واقعی امام عصر(عج) را سرکوب نمایند. این خطری بزرگ برای ماست.
و فردا سالروز تولد اوست کسی که می دانیم کی برای اولین بار متولد شده اما نمی دانیم کی و کجا دوباره خواهد آمد .
اما چیزهایی می دانم ...
می دانم که دوست دارم دوستارش داشته باشم ...
می دانم که دوست دارم از یارانش باشم ...
و می دانم که دوست دارم که خداوند مهر واقعیش را درونم قرار دهد ...
و دوست دارم همه ی این ها را و از خدا در این ماه زیبا و روزهای خوش این ها را میخواهم و دیگر هیچ ...
